<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>نشریه مکانیزاسیون کشاورزی</title>
    <link>https://jam.tabrizu.ac.ir/</link>
    <description>نشریه مکانیزاسیون کشاورزی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>سینتیک خشک‌کردن و شبیه‌سازی ریاضی برش‌های پرتقال در خشک کن رفرکتنس ویندو</title>
      <link>https://jam.tabrizu.ac.ir/article_20343.html</link>
      <description>در این پژوهش، از یک سیستم رفرکتنس ویندو برای بررسی سینتیک خشک کردن برش&amp;amp;shy;های پرتقال رقم تامسون با سه ضخامت 4، 6 و 8 میلی&amp;amp;shy;متر و سه دمای 60، 75 و 90 درجه سلسیوس استفاده شد. آنالیز واریانس برای تعیین اثر دما و ضخامت بر روی پارامترهای تغییر رنگ، چروکیدگی و شدت جذب مجدد استفاده شد. پنج مدل ریاضی برای توصیف و مقایسه سینتیک خشک کردن ورقه&amp;amp;shy;های پرتقال انتخاب شد و ضریب تعیین (R2)، مربع کای (&amp;amp;chi;2)، و مجموع خطای میانگین(RMSE) &amp;amp;nbsp;برای ارزیابی مورد استفاده قرار گرفت. هم&amp;amp;shy;چنین، انتقال رطوبت از ورقه&amp;amp;shy;های پرتقال با برازش مدل انتشار فیک توصیف شد. نتایج نشان داد که دمای خشک کنی و ضخامت ورقه&amp;amp;shy;ها تاثیر معنی&amp;amp;shy;داری بر رفتار خشک کردن برش&amp;amp;shy;های پرتقال داشت. زمان خشک کردن با افزایش دما و کاهش ضخامت کاهش یافت. دما و ضخامت تاثیر کمی بر تغییرات کل رنگ، نرخ چروکیدگی و شدت جذب مجدد برش&amp;amp;shy;های خشک شده پرتقال داشتند. در میان مدل&amp;amp;shy;های ریاضی، مدل پیج اصلاح شده با کمترین خطا و بیشترین ضریب تعیین بهترین برازش را داشت. ضریب نفوذ موثر (Deff) با افزایش دمای خشک کردن افزایش یافت و در محدوده 10- 10&amp;amp;times;39/6 تا 10-10&amp;amp;times;42/10 مترمربع بر ثانیه بدست آمد. وابستگی دمای نفوذ موثر با رابطه آرینیوس توصیف شد و انرژی فعال سازی برای نفوذ رطوبت در برش&amp;amp;shy;های پرتقال 5/27 کیلوژول بر مول تعیین شد. </description>
    </item>
    <item>
      <title>توسعه و ارزیابی سامانه هوشمند مبتنی بر اینترنت اشیاء برای پیش‌آگاهی آفت کرم سیب در باغ با استفاده از شبکه حسگر بی‌سیم</title>
      <link>https://jam.tabrizu.ac.ir/article_20500.html</link>
      <description>آفت کرم سیب یکی از آفات کلیدی درختان سیب و بسیار خسارت‌زا است. از این رو، پیش‌آگاهی این آفت با هدف تعیین و اعلام مناسب‌ترین زمان سم‌پاشی به باغداران برای کنترل آفت که نقش مهمی در مدیریت باغ سیب دارد، بسیار بااهمیت است. در این پژوهش، سامانه‌ای هوشمند برپایه اینترنت اشیاء و شبکه حسگر بی‌سیم برای پیش‌آگاهی آفت کرم سیب توسعه یافت و اثربخشی آن در یک باغ سیب واقع در استان تهران (شهرستان دماوند) بررسی شد. حسگر بی‌سیم برای جمع‌آوری داده‌های برخط دمای محیط در باغ و پروتکل رادیویی لورا برای انتقال داده‌ها به گیت‌وی استفاده شد. داده‌ها از گیت‌وی به سرور شبکه ارسال می‌شد و در اختیار نرم‌افزار طراحی‌شده سامانه قرار می‌گرفت. قلب اصلی نرم‌افزار، مدل پیش‌آگاهی آفت کرم سیب بود که براساس ساعت-درجه سلسیوس تعیین شد. یک داشبورد هم برای نمایش نتایج طراحی شد. سامانه هوشمند طراحی‌شده می‌توانست زمان مناسب سم‌پاشی را به همراه نوع و دوز سم به باغدار اعلام و توصیه کند. ارزیابی‌‌ها نشان داد که سامانه طراحی‌شده با کاهش تعداد نوبت‌های سم‌پاشی از چهار به دو نوبت، خسارت ناشی از آفت کرم سیب را کاهش می‌دهد که افزایش عملکرد و بهبود کیفیت محصول را در پی خواهد داشت. نتایج بررسی‌ها طی دو سال نشان داد که خسارت آفت کرم سیب در زمان برداشت محصول در درختان شاهد بیش از 70 درصد بیش از درختانی بود که بر اساس مدل پیش‌آگاهی سامانه طراحی‌شده سم‌پاشی شدند. بنابراین، کاربرد سامانه هوشمند طراحی‌شده بر پایه مدل پیش‌آگاهی تعیین‌شده با توجه به کارایی بالای آن در کنترل آفت کرم سیب و کاهش 50 درصدی در کل هزینه‌های عملیات مرتبط با سم‌پاشی به‌منظور پیش‌آگاهی این آفت در باغ‌های سیب توصیه می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پایش هوشمند رفتار جوجه‌ها در مزارع پرورش طیور با استفاده از یادگیری عمیق</title>
      <link>https://jam.tabrizu.ac.ir/article_20501.html</link>
      <description>تولید طیور نقش حیاتی در تأمین پروتئین مقرون به صرفه برای تغذیه جمعیت رو به رشد جهان دارد. مدیریت بهینه مرغداری‌ها یکی از عوامل کلیدی در تولید مؤثر و با کیفیت گوشت طیور به شمار می‌رود. پراکنش مکانی جوجه‌های گوشتی می‌تواند به عنوان یک شاخص مدیریتی برای شناسایی سلامت یا مشکلات موجود در گله عمل کند. در حال حاضر، بازرسی‌های متعدد روزانه توزیع جوجه‌ها در مرغداری‌ها به صورت دستی انجام می‌شود که این فرایند نه تنها زمان‌بر و طاقت‌فرسا است، بلکه مستعد خطاهای انسانی نیز می‌باشد. روش‌های بینایی ماشین مبتنی بر هوش مصنوعی از جمله رویکردهایی هستند که قادرند چالش‌های ناشی از روش‌های دستی در سیستم‌های مدیریت مرغداری‌ها را برطرف کنند. در این تحقیق، یادگیری عمیق به‌عنوان یکی از شاخه‌های هوش مصنوعی با هدف تشخیص وضعیت جوجه‌ها مورد بررسی قرار گرفت. پس از تصویربرداری از نمای بالا از ۴۸ پِن (محوطه نگهداری) در مرغداری تحقیقاتی دانشگاه تبریز، برخی پردازش‌های اولیه روی تصاویر اعمال شد. این اقدامات با هدف بهبود فرآیند آموزش و افزایش دقت مدل پیشنهادی انجام گرفت. در مرحله بعد، پس از بهبود و سفارشی کردن معماری مدل و اصلاح فرآیند آموزش، از نسخه سبک و کم‌حجم یولو نسخه 11 کوچک که یکی از مدل‌های جدید و مطرح در حوزه یادگیری عمیق است، برای آموزش و ارزیابی وضعیت جوجه‌ها استفاده شد. استفاده از این مدل و نسخه مربوطه با هدف دستیابی به دقت بالا همراه با سرعت مناسب برای پردازش در زمان واقعی انجام شد. کاهش تدریجی اتلاف در روند آموزش و اعتبارسنجی مدل ارائه شده، نشان‌دهنده دستیابی مدل به تعادل و آموزش بهینه بود. مدل یولو نسخه 11 کوچک با دستیابی به میانگین دقت متوسط 90% (mAP 0.5) توانست عملکرد قابل‌توجهی در شناسایی رفتار جوجه‌ها ارائه دهد. به‌ویژه، در تشخیص رفتار خوردن با دقت %99 و نوشیدن با دقت %89 عملکرد مطلوبی داشت. با این حال، دقت پایین‌تر در شناسایی رفتار معمولی (%82) عمدتاً ناشی از برچسب‌گذاری ناکافی این رفتار بود. به طور کلی، نتایج نشان داد که یولو نسخه 11 کوچک با ایجاد تعادل میان دقت و سرعت، گزینه‌ای کارآمد برای پایش زمان واقعی رفتار جوجه‌ها در سیستم‌های مدیریت هوشمند مرغداری محسوب می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربرد روش بینایی ماشین در تشخیص بیماری‌های توت‌فرنگی با YOLO 11</title>
      <link>https://jam.tabrizu.ac.ir/article_20521.html</link>
      <description>تشخیص به‌موقع بیماری‌های گیاهی در محصولات کشاورزی، نقش حیاتی در افزایش بهره‌وری و کاهش خسارات اقتصادی دارد. روش‌های سنتی تشخیص بیماری‌ها، که مبتنی بر مشاهده چشمی و تجربه متخصصان هستند، اغلب زمان‌بر، پرهزینه و مستعد خطا می‌باشند. با پیشرفت فناوری‌های هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، استفاده از مدل‌های مبتنی بر ماشین بینایی به عنوان راه‌حلی کارآمد برای تشخیص خودکار بیماری‌های گیاهی مطرح شده است. این پژوهش با بهره‌گیری از مدل YOLO11L، به تشخیص هفت دسته متفاوت از نوع و وضعیت بیماری در گیاه توت‌فرنگی، شامل لکه برگی زاویه‌دار، پوسیدگی آنتراکنوز میوه، سوختگی شکوفه، کپک خاکستری، لکه برگی، سفیدک پودری میوه و برگ، و همچنین نمونه‌های سالم و بدون بیماری پرداخته است. مجموعه داده مورد استفاده شامل 2902 تصویر از برگ‌ها و میوه‌های توت‌فرنگی بود که از پایگاه داده Roboflow جمع‌آوری و به سه بخش با نسبت‌های مختلف از کل داده‌ها شامل آموزش (70 درصد)، اعتبارسنجی (20 درصد) و آزمون (10 درصد) تقسیم شد. آموزش مدل با استفاده از وزن‌های از پیش‌آموزش‌یافته و انواع بهینه‌سازی‌ها، از جمله افزایش داده‌ها و تنظیم هایپرپارامترها با روش Optuna، صورت پدیرفت. نتایج بیانگر آن بودند که مدل نهایی در تشخیص برخی بیماری‌ها مانند سوختگی شکوفه با میانگین متوسط دقت در آستانه پنجاه درصد 995/0 و بازخوانی کامل (000/1) دارای عملکردی قابل قبول است. این در حالی است که در بیماری‌هایی مانند سفیدک پودری میوه (827/0) و کپک خاکستری (891/0)، به دلیل وجود شباهت ظاهری و کمبود داده‌های آموزشی، چالش‌هایی وجود دارد. این مطالعه نشان می‌دهد که مدل‌های مبتنی بر YOLO می‌توانند به عنوان ابزاری کارآمد در کشاورزی هوشمند برای تشخیص سریع و دقیق بیماری‌های گیاهی مورد استفاده قرار گیرند. با این حال، بهبود عملکرد در دسته‌‌های کم‌نمونه و کاهش خطاهای تشخیصی از طریق افزایش داده‌های آموزشی و بهینه‌سازی معماری مدل، از جمله پیشنهادات این پژوهش برای تحقیقات آتی است. کاربرد این فناوری می‌تواند در ترکیب با پهپادها و حسگرهای تصویری، مدیریت بهینه مزارع و کاهش مصرف غیرضروری آفت‌کش‌ها را به همراه داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی فنی و اقتصادی روش‌های کاشت تریتیکاله به‌عنوان کشت دوم در اراضی شالیزاری استان گیلان</title>
      <link>https://jam.tabrizu.ac.ir/article_20624.html</link>
      <description>این مطالعه با هدف ارزیابی فنی و اقتصادی پنج روش کاشت تریتیکاله به عنوان کشت دوم در اراضی شالیزاری استان گیلان برای تولید علوفه تر و خشک انجام شد. روش‌های مورد بررسی شامل P1 (بذرپاشی با کودپاش + زیر خاک کردن با فاروئر)، P2 (بذرپاشی با کودپاش + زیر خاک کردن با دیسک)، P3 (بذرپاشی با دست + زیر خاک کردن با فاروئر)، P4 (بذرپاشی با دست + زیر خاک کردن با دیسک) و P5 (بذرکاری دستی) بودند. در این مطالعه، پنج روش کاشت از جنبه‌های زمان عملیات، عملکرد مزرعه‌ای، و شاخص‌های اقتصادی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل زمان عملیات نشان داد روش‌های مکانیزه (P1 و P2) به طور معناداری سریع‌تر از روش‌های دستی (P3 ، P4 و P5) هستند؛ به طوری که P2 با 15/6 ساعت در هکتار و P1 با 16/6 ساعت در هکتار بیشترین کارایی زمانی را داشتند، در مقابل، روش‌های دستی، به ویژه P5 با 46/238 ساعت در هکتار، بسیار زمان‌بر و کم‌بازده بودند. از منظر اقتصادی، تحلیل شاخص‌های سود خالص و نسبت فایده به هزینه (CR) حاکی از برتری چشمگیر روش P2 بود. در تولید علوفه تر، P2 با سود خالص۲۵,۲۷۵,۴۳۰ ریال در هکتار و نسبت فایده به هزینه (CR)، 38/1 و در تولید علوفه خشک با سود خالص ۱۱۱,۱۵۳,۷۵۰ ریال در هکتار و نسبت فایده به هزینه (CR)، 69/2، بالاترین سودآوری را داشت. در مقابل، روش‌های P4 و P5 در تولید علوفه تر با نسبت فایده به هزینه (CR)، به ترتیب 88/0 و 47/0 و تولید علوفه خشک با نسبت فایده به هزینه (CR)، 74/0، به دلیل نسبت فایده به هزینه کمتر از یک، غیر اقتصادی ارزیابی شدند. در نهایت، با توجه به سرعت بالای عملیات، کارایی مطلوب و سودآوری اقتصادی برتر، روش P2 به عنوان مناسب‌ترین و اقتصادی‌ترین روش کاشت تریتیکاله در اراضی شالیزاری استان گیلان توصیه می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تاثیر پوشش دهی و مدت زمان انبارداری بر برخی خصوصیات کمی و کیفی پرتقال و لیمو در سردخانه بالای صفر درجه</title>
      <link>https://jam.tabrizu.ac.ir/article_20981.html</link>
      <description>استفاده از مواد نگهدارنده سالم و انبارداری مناسب توام با حفظ سلامت و کیفیت محصول می&amp;amp;shy;تواند کمک بسزایی در افزایش مدت زمان نگهداری و کاهش فساد در محصولات کند. در پژوهش حاضر تاثیر پوشش&amp;amp;shy;دهی و مدت زمان انبارداری بر کیفیت پس از برداشت و برخی خصوصیات کمی و کیفی پرتقال رقم سانگین و لیمو ترش رقم اورکا در سردخانه بالای صفر مورد بررسی قرار گرفت. تیمارهای پوشش دهی میوه&amp;amp;shy;ها شامل بره&amp;amp;shy;موم، کیتوسان، مخلوط بردو، بخار آب گرم در زمان 90 ثانیه و 120 ثانیه، بخار اتانول 2میلی&amp;amp;shy;گرم و 4 میلی&amp;amp;shy;گرم، مواد شیمایی ایمازالین و تیابندازول و شاهد استفاده شده است. دمای سردخانه بین 2 تا 4 درجه سانتی&amp;amp;shy;گراد و رطوبت نسبی 85 درصد در نظر گرفته شد. تاثیر تیمارهای مورد اشاره بر فاکتورهای درصد افت وزن،pH ، مواد جامد محلول، اسیدیته قابل تیتراسیون، سفتی بافت، تغیرات ویتامین C در مدت زمان 60 روز بررسی شد. نتایج بدست آمده نشان داد که تیمارهای پوشش دهی بر فاکتورهای مورد اشاره تاثیر معنی داری دارند. بره&amp;amp;shy;موم و کیتوسان &amp;amp;nbsp;به ترتیب دارای کمترین کاهش وزن(65/0، 74/0 درصد) تغییر &amp;amp;nbsp;pH (97/2، 98/2) و حفظ ویتامین C &amp;amp;nbsp;(59/0، 93/0 درصد) در بین پوشش&amp;amp;shy;ها بودند. تیمارهای بخار آب گرم، بره&amp;amp;shy;موم و کیتوسان در حفظ سفتی بافت نمونه&amp;amp;shy;ها (90-95 نیوتن) و مواد جامد محلول (8/12-98/12 بریکس) بیشترین تاثیر را نشان دادند. بطور کلی پوشش&amp;amp;shy;دهی میوه&amp;amp;shy;ها با مواد خوراکی و غیر شیمیایی سبب بهبود کیفیت و ماندگاری محصول در طول مدت انبارمانی می&amp;amp;shy;شود. استفاده از بره&amp;amp;shy;موم باعث ایجاد اتمسفر مطلوب و حفظ بهتر خصوصیات مرکبات می&amp;amp;shy;شود. </description>
    </item>
    <item>
      <title>راه‌اندازی واحدهای درو، کوبنده و تخلیه کمباین برداشت غلات توسط سیستم محرک جک بادی</title>
      <link>https://jam.tabrizu.ac.ir/article_20987.html</link>
      <description>ماشین&amp;amp;rlm;های مختلفی در بخش کشاورزی مورداستفاده قرار می&amp;amp;rlm;گیرند تا علاوه بر تسهیل و کاهش مدت‌زمان اجرای عملیات، سبب افزایش تولید محصول، افزایش بهره&amp;amp;rlm;وری و کاهش هزینه تولید گردند. افزایش بهره‌وری در فرآیند برداشت غلات نیازمند بهبود در سیستم‌های مکانیزه ازجمله واحدهای درو، کوبنده و تخلیه کمباین است. در این پژوهش، طراحی و راه‌اندازی سیستم محرک جک بادی (پنوماتیکی) به‌عنوان جایگزین محرک‌های هیدرولیکی و مکانیکی مرسوم موردبررسی قرار گرفت. هدف اصلی تحقیق، کاهش مصرف انرژی، افزایش سرعت عملکرد و ارتقاء قابلیت اطمینان کمباین در شرایط مزرعه بود. روش تحقیق شامل طراحی مفهومی، مدل‌سازی سه‌بعدی با نرم‌افزار SolidWorks، شبیه‌سازی در محیط MSC ADAMS، تجزیه‌وتحلیل داده‌های آماری با نرم‌افزار IBM SPSS و درنهایت ساخت نمونه آزمایشی و آزمون میدانی در مزرعه گندم بود. این آزمایش بر روی کمباین‌های تولیدی شرکت سبز آباد هگمتانه (کمباین کاه کوب مدل نیوایران) واقع در استان همدان انجام شد. گندم مورداستفاده رقم احسان بود. داده‌ها با استفاده از حسگر فشار، دبی سنج و کرنومتر برداشت و سپس تحلیل شدند. نتایج نشان داد که استفاده از جک بادی باعث کاهش ۲۳٪ مصرف انرژی محرک‌ها در مقایسه با سیستم هیدرولیکی شد. همچنین، زمان تخلیه مخزن غلات از ۵۴ ثانیه به ۳۹ ثانیه (کاهش ۲۸٪) رسید. واحد کوبنده، یکنواختی انتقال نیرو به میزان ۹۱٪ حفظ شد که نسبت به سیستم مکانیکی (۸۲٪) بهبود محسوسی داشت. آزمایش دوام نشان داد که طول عمر عملکردی جک بادی در شرایط گردوغبار و رطوبت تا ۱۲۰۰ ساعت کارکرد پایدار باقی ماند، درحالی‌که نمونه مکانیکی در ۸۵۰ ساعت دچار افت راندمان شد. بر اساس ارزیابی اقتصادی، هزینه اولیه سیستم بادی نسبت به هیدرولیک ۱۷٪ کمتر بوده و هزینه نگهداری سالانه آن حدود ۳۵٪ کاهش یافت. درمجموع، نتیجه گرفته شد به‌کارگیری سیستم محرک جک بادی در واحدهای مختلف کمباین برداشت غلات، علاوه بر صرفه‌جویی انرژی و زمان، موجب افزایش عمر مفید دستگاه و کاهش هزینه‌های نگهداری می‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل پتانسیل مناطق ایران برای کشت گلخانه‌ای گوجه‌فرنگی با تأکید بر نیازهای گرمائی و سرمائی از طریق سامانه اطلاعات جغرافیایی</title>
      <link>https://jam.tabrizu.ac.ir/article_20988.html</link>
      <description>افزایش جمعیت و رشد اقتصادی موجب افزایش تقاضا برای تولید پایدار مواد غذایی شده است، در حالی که محدودیت منابع آب، کاهش اراضی قابل‌کشت و تغییرات اقلیمی، کشاورزی سنتی را با چالش‌های جدی روبه‌رو کرده است. در این میان، کشت گلخانه‌ای به‌عنوان رویکردی کارآمد و پایدار با هدف افزایش بهره‌وری، تولید خارج از فصل و کاهش مصرف آب و انرژی مطرح شده است. مکان‌یابی بهینه گلخانه‌ها نیازمند ارزیابی دقیق شرایط اقلیمی و نیازهای دمایی گیاه در مناطق مختلف کشور است. در این پژوهش، با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) و داده‌های اقلیمی، به پهنه‌بندی نیازهای گرمائی و سرمائی گوجه‌فرنگی گلخانه‌ای در سطح ایران پرداخته شده است. نتایج نشان می‌دهد نیاز گرمائی این محصول در کشور از صفر تا ۳۵۰۰ درجه-روز متغیر است که بیشترین مقدار در ناحیه فیروزکوه مشاهده شد. همچنین، نیاز سرمائی از صفر تا ۲۵۰۰ درجه-روز متغیر بوده و بیشینه آن مربوط به ناحیه شوشتر است. بر پایه تحلیل مکانی و زمانی داده‌ها در صورت استفاده از گلخانه سنتی و نیمه&amp;amp;lrm;سنتی موجود در کشور با دورۀ کشت 7-6 ماه، مناطق جنوبی، جنوب‌غربی و جنوب‌شرقی کشور برای کشت گوجه‌فرنگی گلخانه‌ای در نیمۀ دوم سال مناسب‌ترند؛ در حالی‌که کشت گلخانه&amp;amp;lrm;ای در مناطق شمالی، شمال&amp;amp;lrm;شرقی، شمال&amp;amp;lrm;&amp;amp;lrm;غربی و غرب کشور در نیمۀ اول سال، به‌دلیل نیاز سرمایشی کمتر، اولویت دارند. این یافته‌ها می‌توانند در مکان‌یابی هدفمند برای توسعۀ گلخانه‌ها، بهینه‌سازی مصرف آب و انرژی و کاهش هزینه‌های تولید، استفاده شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رویکردی متفاوت در تشخیص علایم خسارت تریپس روی برگ خیار به کمک بینایی ماشین مبتنی بر هوش مصنوعی</title>
      <link>https://jam.tabrizu.ac.ir/article_21296.html</link>
      <description>خیار از جمله محصولات پرطرفداری است که نقش مهمی در سبد غذایی مردم دارد. به همین دلیل، تولید آن باید همگام با میزان تقاضای جامعه مدیریت شود. با این حال، فرایند تولید خیار با چالش‌های متعددی همراه است. یکی از چالش‌های مطرح در این حوزه، خسارات ناشی از انواع آفات و بیماری‌ها می‌باشد. شناسایی سریع و دقیق آفات و بیماری‌ها نقش مهمی در مدیریت بهینه و افزایش عملکرد محصول خواهد داشت. استفاده از فناوری‌های پیشرفته بینایی ماشین و هوش مصنوعی می‌تواند جایگزین مؤثری برای تشخیص بیماری‌ها توسط نیروی انسانی باشد. در این پژوهش، برخلاف بسیاری از تحقیقات پیشین که بر طبقه‌بندی بیماری‌ها بر اساس تصاویر ثابت متمرکز بودند، رویکردی نوین مبتنی بر پردازش ویدئو بر اساس شبکه‌های عصبی کانولوشنی (CNNs) مورد بررسی قرار گرفته است. مجموعه تصاویر برگ خیار شامل برگ‌های سالم و برگ‌هایی با علائم ناشی از آلودگی به تریپس، به عنوان یکی از آفات رایج این گیاه، بود. پس از اعمال چند تکنیک پیش‌پردازش بر روی تصاویر، از دو مدل مبتنی بر شبکه عصبی کانولوشنیMovieNet و SlowFast برای آموزش و ارزیابی طبقه‌بندی برگ سالم و برگ آلوده استفاده گردید. پیش‌پردازش شامل تکنیک‌های داده افزایی و نرمال‌سازی و چند فرآیند جهت تغذیه به مدل‌های مذکور بود. علاوه براین، تقسیم بندی دا‌ده‌ها به زیرمجموعه‌های آموزش، اعتبارسنجی و آزمایش از دیگر عملیات مربوط به پیش‌پردازش داده‌ها بود. تنظیم فراپارامترها و بهینه‌سازی توابع مختلف از جمله کارهایی بود که در حین آموزش مدل‌ها مورد مورد بررسی قرار گرفت. تحلیل نتایج در مراحل آموزش و ارزیابی نشان داد که مدل SlowFast عملکرد بسیار دقیقی در شناسایی و طبقه‌بندی علایم خسارت تریپس از برگ‌های سالم دارد. این مدل با دستیابی به دقت 27/99 درصد روی داده‌های آزمایشی، توانست بهترین عملکرد را ارائه و در مقایسه با مدل MovieNet نتایج برتری از خود نشان دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی عملکرد راندمان موتور دیزل با سوخت بیودیزل بیودیزل مشتق از روغن بزرک</title>
      <link>https://jam.tabrizu.ac.ir/article_21355.html</link>
      <description>در این پژوهش، تولید بیودیزل از روغن بزرک و ارزیابی عملکرد آن در موتور تراکتور مورد مطالعه قرار گرفت. در مرحله نخست، روغن بزرک از رقم محلی شهرستان خلخال استخراج و با روش ترانس‌استریفیکاسیون به بیودیزل تبدیل شد. ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی بیودیزل تولیدشده، شامل چگالی، گرانروی سینماتیک، نقطه اشتعال و میزان گوگرد، اندازه‌گیری و با استاندارد ASTM D-6751 مقایسه گردید. نتایج حاکی از انطباق خواص بیودیزل با استانداردهای بین‌المللی بود؛ بنابراین، این سوخت برای استفاده در موتور تراکتور TYM تأیید شد.در مرحله دوم، آزمایش‌هایی بر روی موتور تراکتور TYM با ترکیب‌های مختلف سوخت دیزل و بیودیزل انجام شد. متغیرهای آزمایش شامل سرعت‌های مختلف موتور و درصد حجمی متیل استر بزرک در ترکیب سوخت بودند. یافته‌ها نشان داد که سرعت موتور تأثیر معناداری بر گشتاور و توان خروجی دارد، به‌طوری که با افزایش سرعت، گشتاور کاهش یافت. نتایج نشان داد استفاده از بیودیزل بزرک علیرغم کاهش گشتاور موتور (۴۷۲٫۹ برای دیزل خالص در مقابل ۴۶۶٫۷۲ برای ترکیب ۲۵% بیودیزل)و توان خروجی موتور (۲۳٫۹۸ برای دیزل خالص در مقابل ۲۳٫۶۶ برای ترکیب ۲۵% بیودیزل)، مصرف ویژه سوخت در ترکیب‌های حاوی بیودیزل بهبود یافت که نشان‌دهنده کارایی بهتر این سوخت در مصرف انرژی است و این اثر در تمام سرعت‌ها یکسان بود تحلیل واریانس نتایج بیانگر این واقعیت بود که اثر متقابل بین سرعت موتور و نوع سوخت بر گشتاور و توان معنادار نبود (۰٫۹۹۹۶ = p)، که بیانگر تأثیر یکنواخت بیودیزل در تمام محدوده سرعت‌های آزمایش شده است. با این حال، اثر متقابل این دو عامل بر مصرف ویژه سوخت معنادار بود (۰٫۰۳۱ = p)، که حاکی از رفتار متفاوت بیودیزل در سرعت‌های مختلف موتور است. در مجموع، این مطالعه نشان می‌دهد، اگرچه بیودیزل بزرک موجب کاهش جزئی در گشتاور و توان موتور شد، اما بهبود مصرف سوخت و سازگاری زیست‌محیطی، به عنوان گزینه مناسب معرفی می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی، ساخت و ارزیابی عملکرد مکانیکی تیغه برداشت گل زعفران</title>
      <link>https://jam.tabrizu.ac.ir/article_21356.html</link>
      <description>زعفران (Crocus sativus L.) به‌عنوان یکی از ارزشمندترین محصولات کشاورزی جهان و به‌ویژه ایران، عمدتاً با روش دستی برداشت می‌شود. این روش علاوه بر زمان‌بر و پرزحمت بودن، منجر به آسیب‌های قابل توجهی به گل‌ها شده و کشاورزان را با مخاطرات ارگونومیک( به‌ویژه در ناحیه کمر و زانو) مواجه می‌سازد. همچنین، محدودیت زمانی کوتاه دوره گل‌دهی و حساسیت بالای گل‌ها به آسیب فیزیکی، ضرورت استفاده از سامانه‌های مکانیزه مؤثر را چند برابر می‌کند. در این پژوهش، با بررسی ویژگی‌های فیزیکی و بیومکانیکی گل زعفران و تحلیل نیروهای مورد نیاز برای جداسازی گل، یک تیغه اختصاصی برای برداشت مکانیزه طراحی و بهینه‌سازی شد. تیغه طراحی‌شده با آرایش متوالی در امتداد محور کار، پوشش یکنواخت سطح را فراهم کرده و با تماس در ناحیه‌ای پایین‌تر از کلاله، گل را به‌صورت هدفمند و مؤثر جدا می‌نماید. نتایج آزمایش‌های میدانی نشان داد که استفاده از لایه محافظ ، آسیب‌دیدگی گل را از 7/23 درصد (در سامانه بدون محافظ) به 2/8 درصد کاهش داده است (کاهشی معادل 4/65 درصد) که از نظر آماری معنی‌دار است. همزمان، ظرفیت کاری بهره‌وری مؤثر سامانه 42/0 نسبت به روش دستی 09/0 بهبود چشمگیری داشت. تحلیل تنش عددی در نرم‌افزار SolidWorks نیز نشان داد که حداکثر تنش ایجادشده در تیغه 586/104 مگا پاسگال به‌طور قابل‌توجهی پایین‌تر از مقاومت تسلیم ماده 6/220 مگا پاسگال است، که نشان‌دهنده ایمنی و قابلیت اطمینان ساختاری آن است. نیروی مورد نیاز برای جداسازی گل نیز برابر با 0.46 نیوتن برآورد گردید. در مجموع، این پژوهش گواهی بر این است که طراحی هوشمند اجزای برداشت، ترکیب مناسب مواد و بهینه‌سازی هندسی، می‌تواند پایه‌ای برای توسعه سامانه‌های نیمه‌مکانیزه کارآمد، پایدار و کیفیت‌محور در برداشت زعفران فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر میکروارگانیسم‌ بی‌هوازی گرانوباکتری بر فرایند تولید بیوگاز از پسماندهای آلی شهری (مقیاس آزمایشگاهی)</title>
      <link>https://jam.tabrizu.ac.ir/article_21357.html</link>
      <description>در این پژوهش، هضم بی‌هوازی با مقادیر مختلف پسماندهای آلی شهری، آب و گرانوباکتری با هدف بررسی تاثیر این نوع باکتری بر افزایش بهره‌وری فرایند انجام پذیرفت. تیمارها، 20/3033 گرم پسماند خانگی+ 20/3033 گرم آب + 30/709 گرم گرانوباکتری (T1)، 70/3972 گرم پسماند خانگی+ 70/3972 گرم آب + 400 گرم گرانوباکتری (T2)، 30/2415 گرم پسماند خانگی+ 30/2415 گرم آب + 10/209 گرم گرانوباکتری (T3)، 2000 گرم پسماند خانگی+ 2000 گرم آب + 200 گرم گرانوباکتری (T4) بودند. طبق نتایج، رطوبت در نمونه‌های هضم‌شده نسبت به خوراک بیشتر بود. همچنین در کلیه تیمارها غیر از T4 درصد تبدیل خاکستر خوراک در مقایسه با ماده هضم شده افزایش یافت. همچنین بیش‌ترین میزان کاهش کربن در ماده هضم شده نسبت به خوراک (8/1 درصد) در تیمار T1 و بیش‌ترین میزان متان (43 درصد) در تیمار T2 اندازه‌گیری شد. از سوی دیگر مقدار pH در تیمار T1، بعد از 90 روز به حدود 75/6 اما در تیمارهای T2، T3 و T4 به ترتیب پس از 49، 54 و 47 روز به 45/7، 7 و 10/5 رسید. تیمار T1 طی دوره هضم بی‌هوازی از نوسانات دمایی بسیار کمی برخوردار بود و تا انتهای دوره، دما در حدود &amp;amp;deg;C48 ثابت باقی ماند. در تیمار T2، دما از روز 5‌ام تا انتهای دوره از &amp;amp;deg;C50 تا 37 کاهش نشان داد اما در تیمار T3، دما از روز ‌5 ام تا انتهای دوره حدود &amp;amp;deg;C10 افزایش یافت. قابل توجه این‌که در تیمار T4، نوسانات دمایی در محدوده &amp;amp;deg;C40 تا 45 باقی‌ماند. از سوی دیگر در تیمار T1، تغییرات فشار مخزن در محدوده 12/0 تا 50/0 بار اما در تیمار T2 از روز 4‌ام تا انتهای دوره، در محدوده 15/0 تا 25/0 بار و در تیمار T3 در محدوده‌ی 20/0 تا 25/0 بار اندازه‌گیری شد. در تیمار T4، مقدار فشار در کل دوره تقریبا ثابت (15/0 بار) بود.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
